تبليغاتX
A Happy Depressed - ادرکاساً و ناولها الا یا ایها الساقی..!
چقدر سخته که آدم توی یه روز خوب بخواد یه نوشته ی خیلی شاد بنویسه و نتونه... هی غم بیاد توش.. غمی که غم نیست به خدا! حکایت همون دپرس خوشحاله! بر خلاف خیلیا من از اون آدما نیستم که از بیرون شادن و از درون داغون!! من شادیم توی ناراحتیم حل شده.. خیلی وقتا نمی تونم از هم جدا کنمشون... وقتی می نویسم sorrow از نوشتنش کمال لذت رو می برم.. از حس کردنش! وقتی می نویسم loneliness احساس می کنم این تنهایی همه ی اون چیزیه که من واقعا دوست دارم! و هیچ شکایتی نیست.. همش آرامشه...! تنهایی٬ غم٬ شادی٬ شور٬ همه ی این احساس ها برای من یک معنی دارن و اون "آرامشه"(deep inside). و فقط "ترس" می تونه این آرامشو از من بگیره.

خلاصه اینکه می خواستم پری روز بنویسم.. یه چیزایی هم نوشتم! اما فکر کنم چیزی نیس که باید می بود. البته برای من هست٬ برای بقیه نیست. یه مقداریش رو هم دیروز نوشتم٬ سر کلاس گرافیک!!!

-  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -  -

چیز زیادی برای هدیه دادن ندارم٬ همه ی آنچه می توانم ارزانی دارم کلامم است. نوشته هایم. و حتی آن هم کافی نیست. کلمه ها پیدا نمی شوند. شاید برای خیلی از احساس ها یادمان رفته کلمه بسازیم. حال اگر من مدام و هر روز و هر ثانیه وصف کنم احساس را٬ باز آن نیست که هست.

 Love is a game

A game I can play

And I can win!!

***

Life is a game

I'm not an expert

But I know some rules

Though I don use!!

سر کلاس گرافیک نشستم و می نویسم! یکی ارائه داره٬ من خوابم میاد. [...] چقدر سخته! نوشتن در حالیکه مجبوری به ارائه لوس گوش بدی ! اونم وقتی که مغزت داره از جاش در میاد.

And I write as I dance

Or I dance as I write

**

I sometimes draw Me

As a Man leanin on a tree

And a sun,

which is so black

So black and dark

I'm singing a song

Or playing some music

This is where it starts

The sorrow of my heart

The loneliness which is not sad by itself

The slippery of my tongue

So hard to spell the words

I've never used before

.. This is where it ends,

The Spot You Stop!

این ارائه منو یاد "صد سال تنهایی" میندازه! در مورد فرکتال هاس.. شکلایی مثه "کلم" که هر جزء شونو اگه بزرگ کنیم مثه اصلیه اس! تکرار و تکرار و تکرار!!

و تو! چند روزیست فکرم رو درگیر کردی..! و شبهامو بی رویا!! کاش می شد که همیشه نمی ترسیدم....!

 

+ نوشته شده توسط Shahrzad در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:11 |


Powered By
BLOGFA.COM